در همه حال غمگین، در همه حال ناراحت، در همه حال دل گرفته، در اکثر مواقع عصبانی! بی دلیل، بدون اتفاق، بی بهانه! در همه حال یعنی چه وقت خواب چه موقع بیدار شدن، چه حین فیلم دیدن چه موقع وعده های غذایی، چه هنگام تلفن صحبت کردن، چه تو جمع و مهمونی و شلوغی، چه تو خونه چه تو خیابون، ... حتی موقع خنده و شوخی و بقیه! تمام ساعات شبانه روز! انگار من دیگه من نیستم من غمم من ناراحتیم من عصبانیتم من حالِ بدم
برچسب:
نویسنده: کیانوش محبی
آخرش یک نفر از راه میرسد که بودنش جبرانِ تمامِ نبودنهاست جبرانِ تمامِ بی انصافیها و شکستنها … یکی که با جادویِ حضورش دنیایِ تو را متحول میکند … جوری تو را میبیند که هیچ کس ندیده … جوری تو را میشنود که هیچ کس نشِنیده … و جوری روحِ خسته تو را از عشق و محبت اشباع میکند که با وجود او دیگر نه آرزویی میماند برایِ نرسیدن و نه حسرت و اندوهی برای خوردن … دستش را که گرفتی در چشمانش که نگاه کردی بگو: تو مثل باران هستی بارانی از گل بارانی از مهر بارانی از
برچسب:
نویسنده: کیانوش محبی